تیر ۲۱, ۱۳۹۷ farshidb 0دیدگاه

فرموله کرده و تدوین استراتژی شاید یکی از بحث برانگیزترین مقوله های مدیریت و کسب و کار در چند دهه گذشته بوده است. ولی چرا استراتژی ها در عمل پیاده نمی شوند؟ و موانع اجرای استراتژی چه چیزهایی هستند.

برای سالها، تدوین یک استراتژی((برنده)) به عنوان متمایز کننده کلیدی جهت موفقیت سازمان ها تلقی می شد. ولی مساله مهمتر در فرآیند مدیریت استراتژیک، موضوع پیاده سازی استراتژی است. علت بیش از ۷۰ درصدی شکست مدیران ارشد اجرایی نه به خاطر ضعف آنها در فرموله کردن استراتژی بلکه بدلیل عدم توفیق آنها در پیاده سازی استراتژی هایشان بوده است.

چرا استراتژی ها در عمل پیاده نمی شوند؟ محققین دلایل ناکامی سازمان ها در اجرای استراتژیهایشان را به چهار نوع محدودیت یا مانع نسبت داده اند:

  • موانع اساسی در سر راه پیاده سازی استراتژی:

مانع مربوط به عدم انتقال استراتژی:

در عصر صنعتی، بکارگیری موثر و کارای دارایی های فیزیکی یک شرکت، مهمترین عامل موفقیت و کسب سود بود. امروزه دانش، مهارت و قابلیت کارکنان، بزرگترین سرمایه سازمان ها برای رسیدن به موفقیت است. اگر کارکنان یک سازمان که بزرگترین عامل ارزش آفرینی آن هستند، استراتژی سازمان را به درستی نفهمند، چگونه می توان انتظار داشت که به تحقق آن کمک کنند؟ استفاده از ساز و کارهای مناسب جهت برقراری ارتباط و انتقال استراتژی به همه افراد سازمان، کلید موفقیت در پیاده سازی استراتژی است.

مانع مربوط به عدم همسویی کارکنان با استراتژی:

فرموله کردن استراتژی جز وظایف و اختیارات مدیریت ارشد سازمان است ولی پیاده سازی آن بدون کمک مدیران میانی و کارکنان واحد های مختلف سازمان امکان پذیر نیست. همه کارکنان سازمان باید منافع مادی و سرنوشت کاری خود را در گرو تحقق استراتژی های سازمان بیابند. اگر اجرای استراتژی فقط برای مدیریت ارشد سازمان شهرت و دستاورد مادی به همراه داشته باشد و سطوح دیگر مدیریت و بقیه کارکنان از آن بی بهره شوند، قطعا انگیزه کافی برای حمایت از استراتژی بوجود نخواهد آمد.

مانع مربوط به عدم تعهد مدیریت ارشد:

همانگونه که گفته شد تدوین استراتژی جزو اختیارات مدیریت ارشد است ولی پیاده سازی آن نیز بدون حمایت همه جانبه و صرف وقت و انرژی از سوی مدیران ارشد سازمان ممکن نخواهد شد. مدیران ارشد با نشان دادن حمایت صریح خود و ایجاد دغدغه همکاری هرم سازمانی نسبت به اجرای استراتژی، فرآیند پیاده سازی استراتژی را تقویت می کنند. برگزاری جلسات بازنگری استراتژی نمونه ای از اقدامات مدیریت ارشد جهت نشان دادن تعهد خود نسبت به اجرای استراتژی است.

مانع مربوط به عدم تخصیص منابع لازم:

اغلب سازمان ها برای برنامه ریزی استراتژیک و بودجه بندی، فرآیندهای جداگانه دارند. عده ای در سازمان سرگرم برنامه ریزی استراتژیک و ساختن تصویری از آینده سازمان اند و عده ای دیگر مشغول پیش بینی فعالیت های سال آتی و تخصیص منابع مالی و انسانی به این فعالیت ها هستندو در بسیاری از موارد هیچگونه تعاملی بین این دو گروه وجود ندارد. بنابراین چگونه می توان انتظار داشت که استراتژی های سازمان بدون تخصیص منابع لازم در عمل پیاده شوند؟ تنها با اتصال فرآیند بودجه بندی به فرآیند برنامه ریزی استراتژیک می توان از اجرائی شدن استراتژی های سازمان اطمینان حاصل کرد.

نوشته: فرشید بهارلو

منبع : کتاب ((سازمان استراتژی محور))، کاپلان،نورتون، ترجمه : پرویز بختیاری، سازمان مدیریت صنعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *