فروردین ۱۲, ۱۳۹۶ farshidb 0دیدگاه

هدف کلی روش مدیریت ریسک استراتژیک این است که این امکان را به ریسک استراتژیک بدهد تا به گونه اثر بخش تری مدیریت شود، برای این منظور ، ابزارها و تکنیک های خاصی وجود دارد که می تواند مورد استفاده قرار گیرند. جستجوی رویدادها و توزان در تحلیل ها امری است اساسی و مهم. خصوصا، به لحاظ اینکه آگاهی از ریسک با حقیقت فاصله زیادی دارد، تا آنجا که ممکن است باید در طراحی عملیات، سیستم و مکانیزم های پاسخ گویی سازمان انعطاف لازم لحاظ شود.

رویکردهای سیستماتیک مدیریت ریسک

برخی از ریسک های استراتژیک کاملا قابلا پیش بینی هستند؛ بعنوان مثال بیان می شود که : ((درصورتی که این و آن رخ دهد، ما قادر به ادامه دادن نخواهیم بود)). تحقیقات نشان می دهند که اکثر مدیران ارشد اجرایی و اعضای هیئت مدیره از برخی از ریسک های استراتژیک قابل پیش بینی آگاهی داشته ولی تعداد کمی از آنها می توانستند با یک بررسی کوتاه، آنها را در یک لیست جامع قرار دهند.

۱- از این رو تلاش های طوفان ذهنی Brainstorming برای شناسایی ریسک های استراتژیک و منشا و روابط آنها، تا جایی که امکان دارد، ارزنده خواهد بود.

۲- مشارکت هیئت مدیره؛ بطور معمول فقط در سطح هیئت مدیره است که نگرش کل نگر Holistic approach می تواند به درستی مد نظر قرار گیرد، به طوری که ریسک های مختلف در بخش های گوناگون کسب و کار با هم ترکیب و اولویت بندی شده و به یکدیگر مرتبط می شوند.

معمولا اعضای هیئت مدیره ترکیبی از تخصص های گوناگون می باشد و آنها از تجارب بیشتر و وسیع تری نسبت به اکثر مدیران ارشد برخوردار هستند. در نهایت هیئت مدیره با تعیین رویه های کلی مدیریت ریسک، رهبریت فرآیند مدیریت ریسک را در دست می گیرند.

۳- فرهنگ؛ دستیابی به فرهنگی مناسب یکی از مراحل کلیدی در مدیریت ریسک های استراتژیک می باشد، بدین ترتیب هر فرد می تواند در فعالیت های سازمانی مشارکت نماید. هیئت مدیره باید رهبری مشارکتی، مشارکت تصمیم گیرندگان پیرامون ریسک، تفکر باز، ذینفع دانستن کارمندان به جای ملامت آنها، یادگیری سازمانی، تبادل دانش و ارتباطات داخلی مناسب را در سازمان ترویج کند.

۴- ارتباطات؛ هر شخصی در سازمان باید در مورد شناسایی ریسک و تفکر در مورد نحوه مدیریت آنها، بطور خاص هم در حوزه اثر گذاری خود و همچنین در سایر بخش های سازمان و نیز برای کل کسب و کار، ذیصلاح باشد. افراد نیاز به این دارند که به طور اثر بخشی با کارکرد ریسک مرکزی Central risk function ارتباط برقرار کرده و از این طریق نگرانی ها و ایده های آنها، به موازات نگرانی ها و نظرات دیگران، در چارچوب و در حوزه سازمان درک خواهد شد.

برخی مواقع افرادی که در پایین ترین سطح سازمان کار می کنند، بیشترین آگاهی را از تغییرات سازمانی و ریسک های جدید داشته و بنابراین لازم است تا آنها دسترسی مستقیمی به دایره مرکزی ریسک داشته باشند.

۵- ابزارهای مدیریت ریسک:

الف: بررسی افقی – هدف از بکارگیری این ابزار کشف مسائل، فرصت ها و تهدیدات بزرگ و غیر منتظره ای است که احتمالا ((از یک سطح هستند)). این عمل تا حدودی از طریق یک سیستم ساختار یافته برای جمع آوری اطلاعات از بخش های مختلف سازمان در تمام سطوح و بازخورد این اطلاعات به نواحی مرکزی ریسک، امکان پذیر است.

ب: نقشه مفهومی – یک نقشه مفهومی مدلی است که اجازه می دهد عوامل پیچیده مرتبط با هم به شکل یک نمودار ساده شده نشان داده شوند، بطوریکه از آن می توان تصویر کلی را درک نمود و با بینندگان ارتباط برقرار کرد. بطور خاص، اینگونه نقشه ها برای شناسایی و تجزیه و تحلیل ریسک استراتژیک مفید می باشند.

آنها با اهداف سازمانی آغاز می شوند و هدف شناسایی حوزه هایی در کسب و کار است که می تواند تا حد زیادی روی آن اهداف اثر بگذارد. در واقع نقشه مفهومی همان نقشه استراتژی است که از حلقه ابتدایی تا حلقه کلان مورد بررسی قرار می گیرد.

ج: الگوی شناختی – این روش فرآیند تبدیل حجم بالایی از اطلاعات گسسته به روندهایی معنی دار، می باشد. در سازمان های بزرگ، ممکن است که رویدادها در مناطق مختلفی پراکنده شده باشد. بنابراین چنانچه آن رویدادها به مرکز گزارش شوند، باز هم نیاز به شکل گیری الگویی که اشاره به ریسک های مرتبط دارد، احساس می شود.

د: گروه بندی ریسک – معمولا ریسک های شناخته شده به منظور طوفان ذهنی، تجزیه و تحلیل و گزارش اهداف، بکارگیری سیستم طبقه بندی تحت عنوان هایی گروه بندی می کنند. این ابزار به شناسایی و مدیریت ریسک به شیوه منسجم کمک می نماید. و همچنین سیستم طبقه بندی باید میان ریسک های مربوط به منشا خارجی و داخلی تمایز قائل شود.

نوشته : فرشید بهارلو

منبع : کتاب ریسک استراتژیک   تالیف: انجمن اکچوئری دانشگاه بات      ترجمه : دکتر محمد اعرابی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *