بهمن ۲۶, ۱۳۹۵ farshidb 0دیدگاه

  برند چیزی است که مردم می گویند، نه آن چیزی که شما می گویید.

در بیشتر شرکت ها ، استراتژی و خلاقیت ، با شکاف بسیار عظیمی از یکدیگر جدا شده اند. در یک سو استراتژیست ها و بازاریاب ها هستند که تفکر تحلیلی و منطقی،خطی و عمودی و عینی را طرفداری می کنند در سوی دیگر طراحان و افراد خلاق هستند که به تفکر شهودی، احساسی، فضایی و سه بعدی و بصری اهمیت می دهند.

فاصله بین استراتژی و خلاقیت می تواند یک شرکت را به طور کامل از مشتریانش جدا کند.شرکت هایی که چگونگی پر کردن لغزش را یاد گرفته اند ، یک مزیت برجسته نسبت به آنهایی دارند که نمی دانند چگونه این لغزش را پر کنند.

هر برندی که با شجاعت و تخیل کافی حمایت شود، می تواند به برند پر جذبه تبدیل شود. اما ابتدا نیاز دارید تا در پنج اصل برندینگ، متبحر و استاد شوید:

۱-    متمایز شوید :

برای سه سوال کوچک زیر ، پاسخ های واضح و روشنی جمع آوری کنید:

الف – شما کی هستید؟

ب- چه کاری انجام می دهید؟

ج- چرا این کار مهم است؟

به خاطر مسیری که نظام شناختی بشر کار می کند، ایجاد تمایز در جلب توجه آن موثر است. مغز ما بصورت فیلتر عمل می کند تا ما را از مقادیر وسیع اطلاعات نامربوط که هر روز ما را احاطه می کنند، حفاظت کند. مغز برای حفظ ما از غرق شدن در چیزهای جزئی و پیش پا افتاده، آموخته است تا همه چیز را مجزا کند.

حسی که ما بیشتر بر آن تکیه داریم بینایی است. و سیستم بینایی ما طوری شکل گرفته است تا تفاوت بین چیزهایی را که می بینیم تشخیص دهد.

مهمترین کلمه در برندینگ تمرکز است. برند غیر متمرکز، برندی است که آن قدر وسیع است که هواخواه چیزی نیست. برعکس برند متمرکز واقعا می داند که چیست، چرا متفاوت است و چرا مردم آن را می خواهند.

در برابر وسوسه عدم تمرکز مقاومت کنید، زیرا بقای بلند مدت برند به حفظ تمرکز بستگی دارد.

۲-    همکاری و تشریک مساعی کنید:

امروزه ساخت(ایجاد) برند کمی شبیه ساخت یک کلیسای جامع در دوره رنسانس است. تکمیل این عمارت بزرگ نیازمند فعالیت صدها صنعتگر برای سالها حتی نسل هاست.

پیتر دراکر مدعی است که مهمترین تغییر در کسب و کار امروز، تغییر از ((مالکیت)) به ((شراکت)) و از ((وظایف فردی)) به ((همکاری و تشریک مساعی)) است. او اشاره می کند که شرکت موفق، شرکتی با بیشترین تعداد نابغه نیست بلکه شرکتی است که بیشترین نابغه ها در آن با هم همکاری می کنند.

۳–    نوآوری کنید :

کنترل بر اجرا یک استراتژیک مشکل ترین آمیزه برندینگ است. سحر و جادوست که احساسات شدید را در مشتریان شعله ور می کند، نه منطق. نوآوری چیزی است که در بازار به برندها قدرت کشش و پیشروی می دهد.

فراموش نکنیم : مخاطبان چیزی بیشتر از منطق می خواهند.

۴–    اعتبار ببخشید:

آزمون یا اعتبار بخشی، فرآیند سنجش برندها بر اساس معیارهای معنا دار است. تمام اصطلاحات برند از شمایل تا محصولات واقعی ، نیازمند کسب امتیاز بالا در پنج حوزه ارتباطات هستند که شامل: تمایز Distinctiveness، رابطه  Relevance، قابلیت بخاطر آوری Memorability، قابلیت تعمیم(توسعه پذیری) عمق Extendibility and Depthمی شوند.

–        تمایز: ویژگی است که باعث می شود اصطلاح برند از پیام های در حال رقابت، مجزا و برجسته شود.

–        مروبط بودن : بررسی می کند که آیا اصطلاح برند برای هدف هایش در خور و مناسب است.

–        قابلیت بخاطر آوری: ویژگی است که باعث می شود افراد برند یا اصطلاح برند را وقتی که به آن نیاز دارند ، بخاطر آورند.

–        قابلیت تعمیم: آیا اصطلاح برند در صورت لزوم می تواند به مجموعه ای تعمیم و بسط یابد؟

–        عمق: توانایی ارتباط با مخاطبان در تعدادی از سطوح است.

 

۵–    فرهنگ سازی کنید:

راز برند زنده و پویا این است که در سرتاسر شرکت جای دارد، نه فقط در واحد بازاریابی! از آنجایی که برندینگ یک فرآیند است نه یک موجودیت مستقل، می تواند آموخته شود، آموزش داده شود، ترویج و مدیریت (فرهنگ سازی) شود.

 

گردآوریی شده توسط  فرشید بهارلو

برداشتی از کتاب: لغزش برند   نوشته : مارتی نیومایر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *