اسفند ۸, ۱۳۹۵ farshidb 0دیدگاه

در این مقاله به بررسی سیر و روند رشد سرمایه داری در طی زمان خواهم پرداخت. در بخش اول مقالات مربوطه به موضوع سرمایه داری به بررسی مفهوم آن و ریشه های تاریخی پیدایش سرمایه داری پرداختیم.

روند های رشد سرمایه داری در طی زمان :

  • سرمایه داری بی قید و بند Anarchic Capitalism

این مرحله به روند رشد سرمایه داری در قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم اشاره دارد، یعنی زمانی که سرمایه داری صنعتی سر برآورد. بدین جهت آن را بی قید و بند می خوانیم که تقریبا هیچ مانعی بر سر راه فعالیت کارآفرینان سرمایه دار نبود، چه از طرف تشکل های کارگری و چه از طرف دولت.

کارخانه های کوچک و کارگاه ها شدیدا با یکدیگر رقابت می کردند و نیروی کار پرتحرک به شهرهای جدید سرازیر می شد، شهرهای صنعتی جدید بنا می کرد و کانال و جاده و راه آهن می ساخت که امکان حمل و نقل انبوه کالا و مردم فراهم می شد.

  • سرمایه داری مدیریت شده Managed Capitalism

در طول مرحله بعدی رشد سرمایه داری که در نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز شد و در دهه ۱۹۷۰ به اوج رسید، رقابت و تنظیم بازار کاهش یافت. دلیل این امر از یک سو سازمان یافتن بیشتر این دو جنبه صنایع و از سوی دیگر افزایش مدیریت و کنترل دولت بود. البته منازعات بین المللی نیز سهم بسزایی در این امر داشت، زیرا دولت ها هم در تلاش برای حمایت از اقتصاد های ملی در برابر رقابت رو به رشد جهانی بودند و هم در پی بسیج و مدیریت موثرتر منابعشان در مقابل دشمنان.

از مهمترین محرک های رشد در این مرحله سازمان یافتن طبقات بود. رشد پایدارتر اقتصادی از نیمه قرن نوزدهم به بعد، ظهور کارگاه های تولیدی بزرگتر و شکل گیری سازمان های کارگری مقتدرتر شرایط را برای سربرآوردن و بقای یک جنبش کارگری ملی فراهم ساخت. در این میان کارفرمایان نیز متشکل تر شدند. در نیمه دوم قرن نوزدهم کارفرمایان واحدهای صنعتی تا حدودی به منظور مقابله با قدرت صنعتی ناشی از رقابت آزاد با یکدیگر متحد شدند و اتحادیه های کارفرمایان را تشکیل دادند.

اما عمده ترین راه کاهش عدم اطمینان تشکیل اتحادیه نبود، بلکه متمرکز شدن بود. ساده ترین راه مقابله با واحدهای صنعتی رقیب خریدن آنها یا ادغام با آنها بود.

به موازات بزرگ تر شدن شرکت ها نقش مدیریت نیز اهمیت بیشتری یافت و مشاغل و انجمن های مدیریتی جدیدی شکل گرفت، تا حدی که برخی معتقد بودند ((انقلاب مدیریتی)) در حال تغییر ماهیت سرمایه داری صنعتی است.

در طول حدود ربع قرن بعد از جنگ جهانی دوم سرمایه داری مدیریت شده به حد اعلای رشد خود رسید. در دهه ۱۹۴۰ دولت رفاه کاملا مستقر شد و آخرین موج بزرگ ملی سازی صنایع برخاست. دولت ها در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ سعی کردند از طریق معامله با اتحادیه های کارگری و کارفرمایان قیمت ها و درآمد ها را تنظیم کنند بدین ترتیب که اتحادیه های کارگری و کارفرمایان بتوانند در ازای همکاری در اجرای سیاست های دولت بر نحوه اتخاد آن سیاست ها تاثیر بگذارند.

  • سرمایه داری مبتنی بر محوریت مجدد بازار Remarketized Capitalism

ساختارها و ارزش های سرمایه داری مدیریت شده به مدت حداقل یک قرن سیر تکاملی پیموده بود و بنظر می رسید که تا آینده ای قابل پیش بینی همچنان به تکامل خود ادامه میدهد. در دهه ۱۹۷۰ سرمایه داری مدیریت شده مضمحل شد و در دهه ۱۹۸۰ ایدئولوژی رسمی جدیدی مبتنی بر احیای نیروهای بازار تمامی سیاست های دولت را تحت تاثیر قرار داد.

یکی از شرایط زمینه ساز رشد سرمایه داری مدیریت شده مصون سازی اقتصادهای ملی در برابر رقابت های بین المللی بود. با اضمحلال امپراتوری ها و رشد تجارت آزاد، سیاست مصون سازی اقتصاد های ملی نیز متزلزل شد، رقابت بین المللی افزایش یافت و نهادهای سرمایه داری مدیریت شده زیر فشارهای کمرشکن قرار گرفتند.

علاوه بر این تحولات بزرگتری در زمینه ارزش ها و اولویت ها در حال وقوع بود که بیانگر واکنش عمومی علیه سرمایه داری مدیریت شده بود. نشانه هایی از گسترش مخالفت ها با مالیات های سنگین و نارضایتی از خدمات بدون تنوع و بی کیفیت دولتی که هزینه آن ها را از محل مالیات ها تامین میشد، اما پاسخگوی انتظارات مصرف کنندگان نبود به چشم می خورد.

دغدغه های جمع گرایانه در ارتباط با رفاه، برابری و اشتغال که ارزش های اصلی سرمایه داری مدیریت شده را تشکیل می داد داشت جای خود را به تاکید فردگرایانه تر بر آزادی و حق انتخاب می داد.

در این بخش دولت ها سعی کردند نیروهای بازار را از طریق اعمال سیاست ((کاهش تصدی گری دولت)) از چند جهت احیا کنند. خصوصی سازی بدنه سنگین دولت ها جهت رقابت در بازار جهانی از دستاوردهای این دوره سرمایه داری است.

ساختارهای سیاسی ((نولیبرالیسم)) کم کم جای ساختارهای ((سوسیالیستی)) را گرفتند.

نتیجه: درست است که سرمایه داری با رویکرد بازار انتخاب و آزادی بیشتری برای فرد فراهم آورده است، ولی در عین حال باعث کاهش امنیت در زندگی و تشدید فشارهای کاری و افزایش نابرابری ها شده است. شکاف میان آنهایی که در مشاغل کم درآمد گرفتار شده اند و با آینده ای نامطمئن روبرو هستند و آنهایی که قادرند از فرصت های جدید استفاده و ثروت اندوزی کنند عمیق تر شده است.

آینده سرمایه داری: د رحال حاضر نشانه ای از تغییر این روند در آینده نزدیک دیده نی شود ولی خطاست اگر تصور کنیم که این آخرین مرحله رشد سرمایه داری است. چرا که این مرحله سرمایه داری نیز با بی ثباتی و بحران هایی پی در پی همراه بوده است. در یک کلام باید گفت که متکی ساختن سرمایه داری بر محوریت مجدد بازار مشکلات جوامع سرمایه داری را حل نکرده است.

نوشته : فرشید بهارلو

منبع: سرمایه داری – نوشته جیمز فالچر   ترجمه مصطفی امیری

در ادامه :