بهمن ۲۹, ۱۳۹۵ farshidb 4دیدگاه

در ميان شاخص‌هاي اقتصاد كلان، توليد ناخالص داخلي بسیار حائز اهمیت است. زيرا نه تنها به‌عنوان مهم‌ترين شاخص عملكرد اقتصادي در تجزيه و تحليل‌ها و ارزيابي‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بلكه بسياري از سایر شاخص های اقتصادی منتج شده از عدد تولید ناخالص داخلی می باشند.

تولید ناخالص داخلی GDP چیست؟

از منظر علم اقتصاد تعریف تولید ناخالص داخلی Gross Domestic Product معادل ارزش کل همه کالاها و خدمات تولیدشده در داخل مرزهای یک کشور، برای یک بازه زمانی معین (معمولاً ۱ سال) است. طبق این تعریف مجموع هر چیزی که در کشور تولید شود، بدون توجه به ملیت یا کارگران درگیر یا مالکیت شرکت‌های تولید کالا، برای محاسبه تولید ناخالص داخلی استفاده می‌شود و این شامل تمامی محصولات تولیدی نهایی و خدمات می گردد.

روش های محاسبه تولید ناخالص داخلی:

  • روش تولید یا ارزش افزوده
  • روش مخارج یا هزینه
  • روش درآمد

 

  • محاسبه تولید ناخالص داخلی با روش تولید یا ارزش افزوده

این روش که طبق اعلام بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران روش محاسبه میزان تولید ناخالص داخلی GDP در ایران می باشد بدین ترتیب است که جمع ارزش افزوده محصولات تولیدی یا خدماتی در یک بازه زمانی یکساله بعنوان میزان تولید ناخالص داخلی عنوان می شود. چون میزان ارزش افزوده با ارزش کالای نهایی یکسان است برای این کار می توان قیمت کالا یا خدمات نهایی را برای بدست آوردن تولید ناخالص داخلی نیز بکار برد.

مثال۱:

هريك از محصولات توليد شده در اقتصاد به‌منظور تبديل به محصول نهايي چندين مرحله را طي مي‌كنند. مثلاً نان، به‌عنوان يك محصول نهايي كه مستقيماً به مصرف مي‌رسد، از مراحلي مانند توليد گندم و آرد مي‌گذرد. روشن است كه در محصولات پيچيده صنعتي تعداد مراحل تبديل يا فراوري بيشتر است. بهرحال در برآورد توليد ناخالص داخلي بايد ارزش محصول نهايي ( نان ) را مورد استفاده قرار داد، زيرا ارزش آرد در آن مستتر است، چنانكه ارزش گندم بطور ضمني در آرد وجود دارد. اگر ارزش هر يك از اين مراحل را جداگانه در توليد ناخالص داخلي منظور كنيم در واقع ارزش محصولات توليد شده در اقتصاد را بيشتر از ميزان واقعي برآورد كرده‌ايم. به همين دليل در تعريف بالا بر كلمه نهايي تاكيد شده است.

در عمل مي‌توان ارزش محصول توليدي در هر مرحله را منظور كرد به‌شرطي كه در هر مرحله تنها ارزش جديد توليد شده را به ارزش مرحله قبل اضافه نمود. در مثال نان، در صورتي كه ارزش گندم و آرد توليد شده براي توليد يك قرص نان به ترتيب برابر ۱۰۰ و ۱۵۰ ريال بوده و ارزش يك قرص نان نيز ۲۰۰ ريال باشد، در آن صورت ميزان ارزش جديد ايجاد شده در هر مرحله برابر با ۱۰۰ ، ۵۰ (=۱۰۰-۱۵۰) و ۵۰ (=۱۵۰-۲۰۰) ريال خواهد بود كه جمع آن ۲۰۰ ريال و برابر با ارزش محصول نهايي (نان) مي‌باشد. با اين مثال روشن مي‌شود كه جمع ارزش‌هاي جديد ايجاد شده در هر مرحله، معادل ارزش محصول نهايي است.

مثال ۲:

در صورتيكه در يك اقتصاد فرضي دو نوع كالاي نهايي ( نان و برنج ) توليد شود، ارزش توليد ناخالص داخلي برابر خواهد بود با ارزش واحد دو محصول مذكور در مقدار توليدي آنها. به بيان ديگر اگر در همان اقتصاد فرضي ۱۰۰۰ قرص نان و ۵۰۰ كيلو برنج به ارزش واحد ۲۰۰ و ۴۰۰ ريال توليد شود، ارزش توليد ناخالص داخلي عبارتست از:

۴۰۰۰۰۰۰ = (۴۰۰*۵۰۰) + (۲۰۰*۱۰۰۰)

به عبارت ديگر ارزش توليد ناخالص داخلي به قيمت‌هاي جاري ۴۰۰۰۰۰۰ ريال مي‌باشد ، زيرا قيمت نان و برنج، قيمت دوره يا سال جاري است. اگر در سال بعد ۱۰۰۰ قرص نان و ۵۰۰ كيلو برنج به قيمت‌هاي ۲۵۰ و ۵۰۰ ريال توليد شود، ارزش توليد ناخالص داخلي برابر خواهد بود:

۵۰۰۰۰۰۰ = (۵۰۰*۵۰۰) + (۲۵۰*۱۰۰۰)

مقدار بدست‌آمده نسبت به سال قبل از رشدي معادل ۲۵ درصد برخوردار مي‌باشد. با اين وجود رشد فوق حاصل افزايش مقدار توليد محصولات نبوده، بلكه حاصل افزايش قيمت محصولات است. اگر بخواهيم اثر افزايش قيمت را از محاسبات سال بعد حذف كنيم بايد مقدار توليد محصولات را در قيمت‌هاي معيار يا قيمت‌هاي پايه (در اين مثال قيمت‌هاي سال قبل) ضرب كنيم. در اينصورت به همان رقم ۴۰۰۰۰۰۰ ريال مي رسيم كه گوياي اين است كه توليد ناخالص داخلی واقعي اقتصاد صفر درصد رشد داشته يا اصلاً رشدي نداشته است.

به فرايند حذف اثر تغييرات قيمت محصولات از نتايج محاسبات ملي، محاسبات به قيمت‌هاي ثابت مي‌گويند. آنچه كه در ادبيات اقتصادي به رشد اقتصادي يا رشد توليد ناخالص داخلي موسوم است، بر محاسبات به قيمت‌هاي ثابت استوار است. بنابراين وقتي گفته مي‌شود در برنامه پنجساله توسعه اقتصادي رشد متوسط توليد ناخالص داخلي ۵ درصد هدف‌گذاري شده است منظور رشد ۵ درصدي بر اساس محاسبات به قيمت‌هاي ثابت است.

  • محاسبه تولید ناخالص داخلی با روش هزینه یا مخارج
در روش هزينه نهايي، با جمع هزينه‌هاي نهايي واحدهاي اقتصادي، توليد ناخالص داخلي برآورد مي‌گردد. در واقع مي‌توان فرض كرد كه محصولات توليد شده در داخل (توليد ناخالص داخلي) به صورت‌هاي مختلف به مصرف مي‌رسد. بطور مشخص، اين محصولات يا به مصرف نهايي خانوار و دولت مي‌رسند، يا سرمايه‌گذاري (ثابت و درگردش) مي‌شوند، يا صرف صادرات به ديگر كشورها مي‌گردند. از آنجا كه در مصرف، سرمايه‌گذاري و حتي صادرات، كالاهاي وارداتي نيز يافت مي‌شود، با كسر كردن كل رقم واردات از جمع اقلام مذكور، توليد ناخالص داخلي بدست مي‌آيد كه بايد معادل توليد ناخالص داخلي محاسبه شده از روش توليد باشد. به‌طور خلاصه در روش هزينه نهايي توليد ناخالص داخلي از رابطه زير بدست مي‌آيد:

GDP = C + I + G + (X – M)
C = مصرف اشخاص و خانواده ها شامل هزینه‌های معمول هر خانوار می‌شود. مواردی از قبیل  هزینه خواروبار و مسکن (اما نه مسکن جدید) خدمات درمانی و تفریحی و …

I = سرمایه گذاری ، محموع سرمایه گذاری های در حوزه کسب‌وکار است و مجموع هزینه های ثابت کسب و کار برای راه اندازی فعالیت تجاری می باشد. (مثل زمین، ساختمان و تجهیزات)
G = هزینه های دولت

هزینه های دولت به دو گروه عمده تقسیم می شود :

الف) ارائه خدمات عمومی‌: شامل اقلامی ‌مانند بهداشت و درمان عمومی‌ و آموزش همگانی؛ ب) مخارج برای اقلام سرمایه با طول عمر قابل اندازه‌گیری؛ مانند ساخت بزرگراه‌ها و موزه‌ها.

X =مجموع ناخالص صادرات
M = مجموع واردات ناخالص
۳ – محاسبه میزان تولید ناخالص داخلی با روش درآمد
روش سهم يا درآمد عوامل توليد، سهمي است كه هريك از عوامل دخيل در فرايند توليد كسب مي‌كنند. در اين روش با جمع جبران خدمات پرداختي و مازاد عملياتي (شامل سود عملياتي، خالص بهره پرداختي و اجاره منابع طبيعي) توليد ناخالص داخلي محاسبه مي‌گردد.

 

تولید خالص داخلی (NDP)  Net Domestic Product

در پایان خاطر نشان می گردد که تولید خالص داخلی NDP از کم کردن استهلاک کالاها و سایر دارائی های سرمایه ای  از مقدار تولید ناخالص داخلی بدست می آید.

NDP = GDP – Depreciation

 

نوشته : فرشید بهارلو

4 دیدگاه در “تولید ناخالص داخلی GDP

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *